چالش هاو راهكارهاي مقابله با «ناتوي فرهنگي»چاپ

به همان دليل كه در تجربه 8 سال دفاع مقدس و 33 روز مقاومت حزب الله لبنان ثابت شد، قدرت نظامي غرب بلامنازع نيست. در حوزه فرهنگ نيز پايداري تنها راه و تنها پاسخ مبتني بر عزت و غيرت است.
«غرب تمام تلاش خود را مي كند تا محوريت تمدن اسلامي يعني جمهوري اسلامي ايران را تضعيف كند و مانع از شكل گيري تمدن بزرگ اسلامي شود، تمدني كه در صورت شكل گيري به بزرگترين تمدن جهاني مبدل خواهد شد و در اين ميان «ناتوي فرهنگي» وظيفه مقابله فرهنگي براي جلوگيري از شكل گيري اين تمدن بزرگ اسلامي را دارد.
دكتر محمدحسن قديري ابيانه، كارشناس ارشد مديريت استراتژيك در ادامه همين بحث مي گويد: «خوشبختانه امروز نسبت به توطئه هاي غرب يك احساس عمومي در جهان اسلام وجود دارد و در حقيقت افكار عمومي دنياي اسلام در ابعاد سياسي و اجتماعي از آگاهي بالايي برخوردار است كه به اعتراف خود آمريكايي ها اگر انتخابات آزاد در هر كشور اسلامي برگزار شود اصولگرايان ضدآمريكايي در انتخابات پيروز مي شوند.»

امروزه پايبندي به اصول و ضوابط و ظواهر ديني در جهان اسلام گسترش يافته كه گسترش حجاب در كشورهاي اسلامي و حتي رعايت حجاب در كشورهاي غربي نمونه بارز آن است؛ به عبارتي ديگر بايد گفت كه عليرغم مواضع تهاجمي دنياي استكباري غرب در ابعاد فرهنگي، امروزه در دنياي اسلام شاهد استحكام مواضع روزافزون مسلمانان مي باشيم.



ناتوي فرهنگي مكمل ناتوي نظامي

دكتر قديري ابيانه معتقد است كه ناتوي فرهنگي مكمل ناتوي نظامي است و با هدف زمينه سازي براي پيروزي واحدهاي نظامي است، وي مي گويد: «امروزه افغانستان در اشغال ناتوست و مقامات ناتو اعلام كرده اند كه حتي تا 10 سال آينده نيز اين كشور را ترك نخواهند كرد، آمريكا نيز كه عراق را اشغال كرده قصد خروج ندارد، به بيان ديگر اشغال كشورهاي اسلامي و تجزيه آنها و مصادره منابع آنان به خصوص منابع نفتي و حاكميت ژنرال هاي آمريكايي، انگليسي و اسرائيلي در اين مناطق جزء مسائل استراتژيكي غرب عليه جهان اسلام است. يك استراتژي نيز از زبان آقاي «واين برگر» وزير دفاع آمريكا در زمان ريگان كه اخيرا در سن 90 سالگي درگذشت اينگونه عنوان شده بود كه او استراتژي آمريكا را در خشكاندن ريشه ايران به عنوان يك ملت عنوان كرده بود.»

يكي از نظريه پردازان معروف آمريكايي كه نظريه جنگ تمدن ها را مطرح كرده بود بر اين عقيده است كه با توسعه ارتباطات بين الملل، فرهنگ هاي ضعيف در فرهنگ هاي قوي تر ادغام مي شود و درنهايت دو فرهنگ عظيم، يكي فرهنگ اسلامي و ديگري فرهنگ غربي باقي خواهد ماند كه رودرروي هم قرار مي گيرند. اين نظريه پرداز آمريكايي شكل گيري تمدن اسلامي را پيش بيني كرده است.

برخي از نظريه پردازان غربي معتقدند كه ايران به دليل برخورداري از 3 موقعيت استراتژيك شامل، ژئواستراتژيك، ژئواكونوميك و ژئوپلوتيك- جغرافيايي، اقتصادي، سياسي- و قرار گرفتن در مركزيت جهان اسلام محور تمدن اسلامي است و نيمي از نقاط استراتژيك جهان به دنياي اسلام تعلق دارد.



ضرورت بازشناسي قدرت ايمان

با توجه به تأكيد مقام معظم رهبري و با شناخت واقعيتي به نام «ناتوي فرهنگي» و آشنايي با ابعاد گسترده و پيچيده آن، اين پرسش اساسي مطرح مي شود كه در برابر ناتوي فرهنگي چه بايد كرد؟

«مهدي فضايلي» كارشناس مسائل فرهنگي در اين باره مي گويد: «اعضاي ناتو خود تلاش مي كنند به گونه اي همه را مرعوب و يا به بياني ديگر متقاعد كنند كه اساسا همان طور كه در برابر قدرت نظامي و اقتصادي غرب توان مقاومتي نيست، در اين رويارويي نيز ديگران بايد تسليم شوند و راهي جز همراهي با غرب امكان پذير نيست. اما درست به همان دليل كه در تجربه 8 سال دفاع مقدس و 33 روز مقاومت حزب الله لبنان ثابت شد قدرت نظامي غرب بلامنازع نيست و مي توان با تكيه بر ايمان و بهره گرفتن از توانمندي ها در برابر آن ايستادگي كرد و حتي آن را شكست داد، در حوزه فرهنگ نيز پايداري تنها راه و تنها پاسخ مبتني بر عزت و غيرت است.»

وي در ادامه در پاسخ به اين سؤال كه چگونه و با كدام ابزار بايد مبارزه كنيم، مي گويد: «حوزه ملي و جهان اسلام دو حوزه مهم براي برنامه ريزي دفاعي و تهاجمي در برابر حركت سازمان يافته غرب است و رسانه مهمترين ابزار به اجرا درآوردن اين برنامه محسوب مي شود. در هر دو حوزه بايد ارزش هاي مشترك را بازشناخت و براي تحكيم و گسترش آنها اقدام كرد. استفاده از همه ظرفيت ها، بهره مندي از فناوري روز و به كارگيري جديدترين تكنيك ها در انتقال پيام از ديگر راهكارهاي ورود به اين عرصه است. تقويت رسانه هاي ملي، تأسيس رسانه هاي فراملي و ايجاد رسانه ها يا پيمان هاي رسانه اي مشترك اسلامي از ديگر الزامات حضور فعال و خلاقانه در اين عرصه به شمار مي رود.»



تغيير رويكرد نظامي به فرهنگي

«استكبار جهاني به رهبري آمريكا پس از آنكه پي برد نمي تواند حركت اسلامي و جنبش خيزش اسلامي را با قدرت نظامي سركوب كند با تغيير رويكرد نظامي به فرهنگي در صدد ايجاد «ناتوي فرهنگي» است بخشي از ديدگاه حجت الاسلام والمسلمين علي سعيدي، نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را خوانديد.

وي در ادامه مي گويد: «بسيج بيست ميليوني مهمترين عامل مقابله با جريان گسترده ناتوي فرهنگي است و در اين ميان روحانيون و طلاب بسيجي نقش آشكار، حساس و ويژه اي در اين مبارزه به عهده دارند، جمهوري اسلامي ايران امروز در مقطع بسيار حياتي و حساسي قرار دارد چون در عين حال كه در اوج عزت و افتخار هستيم اما دشمنان اسلام به سركردگي آمريكا براي ضربه زدن به اسلام ناب محمدي(ص) همواره درصدد توطئه چيني هستند.»

نماينده ولي فقيه در سپاه با تبيين علل چرخش قدرت هاي استكباري از ناتوي نظامي به سمت ناتوي فرهنگي، مي گويد: «در سال هاي اخير جريان حاكم بر اروپا و آمريكا طرح خاورميانه بزرگ را با هدف مقابله با حركت جهاني اسلام و جنبش هاي اسلامي محوريت بخشيدن به رژيم نامشروع اسرائيل براي حفظ منافعشان و توسعه خاورميانه به آسيا و آفريقا طراحي كردند؛ استكبار جهاني به رهبري آمريكا با اشغال عراق و افغانستان در پي دستيابي به اين اهداف بود اما حاكميت 70 درصدي مجاهدين در مجلس افغانستان، حاكميت اصولگرايان در ايران و تغيير رويكرد مردم به سمت اصولگرايان، پافشاري ايران در مسئله انرژي صلح آميز هسته اي و موفقيت در اين زمينه، حاكميت ائتلاف شيعي و اصولگرا در عراق، راي مردم فلسطين به جنبش اسلامي حماس، همه نقشه ها و توطئه هاي آمريكا در خاورميانه را خنثي كرد.»

وي اهداف ناتوي فرهنگي را مقابله با اسلام ناب محمدي(ص) و حاكميت آن، ترويج سكولاريسم و لائيك در منطقه با شعار جدايي دين از سياست، استحاله و قلب ماهيت دين و تغيير اصول و مباني دين، استحاله فرهنگ هاي ملي و جايگزيني آن با فرهنگ مبتذل غربي، ترويج خرافات، لاابالي گري و اباحه گري مي داند و مي گويد: «امروز امواج ماهواره هاي بيگانه خاورميانه را تحت سيطره قرار داده و اين ابزار در خدمت ناتوي فرهنگي قرار دارد تا نسل جديد را استحاله كند، بنابراين راهكارهاي مقابله با اين جريان خزنده را يافته و به شكل اصولي با اين تهاجم جديد مبارزه كنيم.»



ناتو: هدف ما چيست؟

روزنامه آمريكايي «كريستين ساينس مانيتور» در تحليلي نوشت: «از زماني كه جنگ سرد به پايان رسيد، ناتو با سئوال «هدف ما چيست؟» روبرو شده است. از آن زمان تاكنون ائتلاف نظامي دو سوي آتلانتيك به گونه اي هنرمندانه از پاسخ به اين سئوال طفره رفته است، در حالي كه 26 نفر از مقام هاي ناتو طي هفته جاري در لتوني با يكديگر ديدار مي كنند، آنها احتمالا بار ديگر از پاسخ به اين سئوال طفره خواهند رفت.»

نويسنده اين تحليل خاطر نشان مي كند: «در ابتدا انتظار مي رفت كه اين نشست تغييرات در اين ائتلاف را مورد بررسي قرار دهد، تغييراتي كه براي مسير درخواست هاي جديد قرن 21 تعيين مي شوند، اين مسئله به خاطر اختلاف بين اعضاي ناتو درباره سئوال «هدف» و همچنين به خاطر مسئله افغانستان كنار گذاشته شده است.»

اين روزنامه درباره دلايل شكل گيري ناتو مي نويسيد: «وقتي كه اين ائتلاف در سال 1949 تشكيل شد، 12 عضو اصلي- آمريكا، كانادا و همپيمانان اروپايي آنها- درباره ماموريت سازمان آتلانتيك شمالي به توافق رسيدند و سپس ابزاري را براي انجام آن طراحي كردند، اين ائتلاف عملا با مانورهاي مشترك براي دفاع در برابر يك متجاوز كمونيستي ظاهر شد. از زماني كه اين تهديد در اوايل دهه 1990 ميلادي از بين رفت فرايند تغيير يافت. ناتو برخي ابزار جديد را طراحي كرده و اعضاي جديد را پذيرفته و در مناطقي فراتر از مرزهاي خود مستقر شده است، اما به يك تفكر عميق در مورد علت بودن خود متوسل نشده است. از سوي ديگر امنيت بين المللي از 11 سپتامبر به شدت تغيير كرده و همين امر بر لزوم يك بازنگري جدي و گسترده در ماموريت اين ائتلاف مي افزايد.

ممكن است كه اين تصور وجود داشته باشد كه حملات 11 سپتامبر، بمبگذاري ها در مادريد و لندن كشورهاي عضو ناتو را متقاعد خواهد كرد كه طالبان و دموكراسي آسيب پذير در كابل تهديدهايي هستند كه ارزش جلوگيري را دارند، اما مسئله الزاما اين نيست و پاسخ هاي متفاوتي به آن در بين اعضاي ناتو وجود داشته است.»

كريستين ساينس مانيتور تصريح مي كند: «بازسازي براي ربودن ذهن و قلب مردم در افغانستان مسئله مهمي است اما آيا اين وظيفه ناتو است؟ چرا كه افغانستان در مرحله حساس قرار دارد. در صورتي كه اين كشور حمايت لازم سياسي، نظامي و بازسازي را دريافت نكند مي تواند راه عراق را طي كند.»

در ادامه اين مطلب آمده است: «اين مسئله پيچيدگي عملي جدي دربردارد و توضيح مي دهد كه چرا فرمانده ارشد ناتو به دنبال دو هزار و پانصد نيروي مازاد در افغانستان است. اين مسئله همچنين تنش ميان اعضاي ناتو كه نقش حمايتي را در افغانستان ايفا مي كنند و اعضايي همچون كانادا، انگليس و هلند كه نيروهاي خود را در جنوب افغانستان مستقر كرده اند و متحمل خساراتي مي شوند توضيح مي دهد.»



منبع: ghadiri.org
نظرات (0)Add Comment

نظر دادن به اين مطلب
كوچكتر | بزرگتر

security code
علائم نمايش داده شده را در اين كادر بنويسيد


busy